خاتمی «با جدیت» و «بدون تردید» آمد

به گزارش «موج سوم»، سیدمحمد خاتمی با حضور در جلسه افتتاح سایت مجمع روحانیون مبارز، ضمن اعلام رسمی کاندیداتوری خود در انتخابات ریاستجمهوری 1388 گفت: بی هیچ تردیدی و با جدیت حضور خود را در عرصه انتخابات اعلام میکنم.
رئیس دولت اصلاحات در این مراسم گفت: گفته میشد دچار تردید بودم، اما هیچگاه تردید نداشتم، گرچه تدابیر خاص خود را درباره حضور در انتخابات و این که چه کسی در انتخابات شرکت میکند همواره در نظر داشتهام. وی تصریح کرد: مگر میشود کسی علاقه به ملت و انقلاب داشته باشد و از انتخابات کنار بکشد و نسبت به سرنوشت کشور تردید داشته باشد؟ خاتمی همچنین خاطرنشان کرد که ما دلبسته به کشور و عظمت مردمیم و حاکمیت مردم بر سرنوشت که در حقیقت آرمان انقلاب ماست را خواهانیم. خاتمی حضور در انتخابات را وظیفه خویش خواند و گفت: این حضور جا را بر هیچکس تنگ نخواهد کرد. حضور شخصیتهای مختلف با سلایق مختلف حتی اگر در اصول مشترک باشند، این انتخابات را پرشور میکند.
سیدمحمد خاتمی با تشکر از همه کسانی که تاکنون حمایت خود را از وی اعلام کردهاند و یا خواهند کرد، گفت: من سرباز کوچک ملت هستم و کسی که در راس قوه مجریه قرار میگیرد، باید نسبت مساوی با تمام ملت و جریانات سیاسی داشته باشد. وی با تاکید بر وجود تشکلها و احزاب سیاسی در عرصه سیاست ایران گفت: باید تشکلها و احزاب وجود داشته باشند و فضای بحث و گفتوگو و نقد را باز کنند. مهم اندیشیدن به سرنوشت ملت و تحقق خواست تاریخی ملت یعنی استقلال، آزادی و پیشرفت است.
خاتمی پیش از سخنان خود در این جلسه، سایت مجمع روحانیون مبارز را افتتاح کرد. در این مراسم اکثر اعضای شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز از جمله آیتالله موسوی خوئینی، آیتالله موسوی بجنوردی، مجید انصاری، سیدمحمدعلی ابطحی و سید سراجالدین موسوی حضور داشتند. حضور رسانههای داخلی و خارجی در این مراسم چشمگیر بود.
چرا؟
حالم خیلی خیلی بده. حالم دیگه از این آدما داره به هم میخوره. آخه این آدما چقدر میتونند دو رو باشند؟ چرا فکر میکنند همه خرند و نمیفهمند؟ یه جورایی همه شدند مثل زالو، می چسبند بهت و خونتو میمکند. وقتی هم خونت تموم شد میزارن میرن. اصلاً دیگه حوصله هیچکس و هیچ چیزو ندارم. دلم می خواست منم مثل همه میتونستم بشم ولی نمیدونم چرا نمیتونم؟
گندکاری امام جمعه تویسرکان!
جمعه تویسركان و گند كاریشان
امام جمعه تویسركان
پخش فیلم رابطه ی جنسی یک روحانی با یک زن، که ظاهراً هر دو متاهلند، باعث ناخشنودی سران مملکتی شده است؛ و از آن جا که طبق قوانین کیفری ایران، مجازات زناکنندگان، سنگسار و اعدام است، قوه ی قضاییه برای از سر گذراندن این بحران، با چالشی جدی رو به رو خواهد بود.
حجه السلام والمسلمین حسن گلستانی رئیس ستاد اقامه نماز شهرستان تویسرکان و از اعضای هیات امنای ستاد ائمه جمعه و جماعات استان همدان (نهادی که منصوب مستقیم مقام رهبری است ) در هفته گذشته به یکی از خبر سازترین روحانیت کشور تبدیل شده است
بعضی از پایگاههای اینترنتی ان را به یک بمب خبری در تویسرکان تشبیه کرده اند.
این هم اظهارات این حاج اقا بعد از رسوا شدن :
ملت عزیز و همیشه در صحنه ی ایران، من نیز صحنه را دیدم و باید عرض کنم که صحنه به هیچ وجه ساختگی نبود اما این اقدام بنده به هیچ وجه عمل زنای محصنه محسوب نمی شود زیرا آن خانم در آن لحظه قانونا و شرعا همسر بنده بود. زنی که شما در صحنه مشاهده کردید، فاطمه رجب زاده نام دارد که هم اکنون همسر قانونی و شرعی آقای غلامعلی الهه زاده می باشد که این آقا از کارمندان دفتر من هستند. مدتی پیش آقای الهه زاده بر اثر موضوعی از دست خانم رجب زاده خشمگین می شود و در هنگام خشم همسر خویش را سه طلاقه می کند اما پس از این که خشمش فروکش می کند از کرده ی خویش پشیمان می شود و بار دیگر از خانم رجب زاده تقاضای ازدواج می نماید. بر اساس قوانین شرعی شخصی که همسر خویش را سه طلاقه کرده دیگر نمی تواند با وی ازدواج کند مگر این که کس دیگری با وی ازدواج نموده و سپس وی را طلاق دهد که در اصطلاح فقهی به این شخص محلل گفته می شود یعنی کسی که حلال مشکلات است. این زوج برای برطرف کردن مشکل شان به نزد من آمدند و از من خواهش کردند که به عنوان محلل این معضل آن ها را حل بنمایم، از آن جا که بنده همواره زندگی ام را وقف خدمت به مردم و حل کردن مشکلات شان نموده ام نتوانستم از قبول درخواست آن ها سر باز زنم. این شد که بنده خانم رجب زاده راعقد نمودم و برای اینکه کارم جنبه ی ریا پیدا نکند قبلش همسرم را به خانه ی مادرش فرستادم تا کسی پی به این فداکاری من نبرد زیرا من دوست ندارم کسی از کارهای خیری که برای مردم انجام می دهم باخبر شود. صحنه ای که شما عزیزان مشاهده نمودید در حقیقت در طی همان دو ساعتی اتفاق افتاده که خانم رجب زاده همسر قانونی و شرعی من بودند و من هیچ گناهی را مرتکب نشده ام. من مایل نبودم مردم پی به محلل بودن من ببرند اما حال که ناگزیر همه دانسته اند در همین جا اعلام می کنم که به صورت خالصانه در خدمت مردم همیشه در صحنه ی ایران هستم و هر کس که نظیر مشکل این زوج را داشته باشد می تواند روی من حساب کند.
والسلام علیکم و الرحمة الله و برکاته
حاج حسن گلستانی، امام جمعه تویسرکان
خداییش جواب رو حال کردید. واقعاً ما کجا داریم زندگی میکنیم؟ مخصوصاً این قسمتش که دیگه شاهکار بود: "برای اینکه کارم جنبه ی ریا پیدا نکند قبلش همسرم را به خانه ی مادرش فرستادم تا کسی پی به این فداکاری من نبرد زیرا من دوست ندارم کسی از کارهای خیری که برای مردم انجام می دهم باخبر شود."
باکره بودن یا نبودن، نظر شما چیه؟
باکره بودن یا نبودن، نظر شما چیه؟
سلام به همه دوستان نازنین
چند وقتیه یک سری میل و مطالب از دوستان خوندم درباره روابط بین دخترها و پسرها. به نظر شخص خودم رابطه بین دو جنس مخالف یک برآوردن نیازه، نیازی که خدا تو وجود انسانها گذاشته. ولی این وسط یک مشکلی وجود داره!
پسرها بدون هیچگونه مشکلی میتونند این نیاز رو برطرف کنند ولی دخترها نه. دخترها دچار مشکلی هستند بنام باکره بودن. مشکلی که تو فرهنگ غربی نیست و حتی تو کشوری مثل ژاپن وقتی دخترها به سن بلوغ می رسند تو مراسمی پردشون رو میزنن تا نشون بدند که بالغ شدند!!!
حالا من کنجکاو شدم تا نظر دوستان رو راجع به این مسئله بدونم. به نظر شما باکره بودن تو این دوران ارزشه؟
شما به عنوان یک پسر حاضرید با دختری که قبلاً با کسی رابطه داشته ازدواج کنید؟
یا شما به عنوان یک دختر به چه ارزشی حاضرید که باکره باشید؟
خیلی دوست دارم نظر شما رو بدونم، نظرسنجی جالبی فکر کنم بشه .
ترین ها در زندگی!
سازندهترین كلمه گذشت است، آن را تمرین كن.
پرمعنیترین كلمه «ما» است، آن را به كار ببر.
عمیقترین كلمه «عشق» است، به آن ارج بنه.
بیرحمترین كلمه "تنفر" است، از بین ببرش.
خودخواهانهترین كلمه "من" است، از آن حذر كن.
ناپایدارترین كلمه "خشم" است، آن را فرو ببر.
بازدارندهترین كلمه "ترس" است، با آن مقابله كن.
با نشاط ترین كلمه "كار" است، به آن بپرداز.
پوچترین كلمه "طمع" است، آن را بكش.
سازندهترین كلمه "صبر" است، برای داشتنش دعا كن.
روشنترین كلمه " امید" است، به آن امیدوار باش.
ضعیفترین كلمه "حسرت" است، آن را نخور.
تواناترین كلمه " دانش " است، آن را فراگیر.
محكمترین كلمه "پشتكار" است، آن را داشته باش.
سمیترین كلمه "شانس" است، به امید آن نباش.
لطیفترین كلمه "لبخند" است، آن را حفظ كن.
ضروریترین كلمه "تفاهم" است، آن را ایجاد كن.
سالمترین كلمه "سلامتی" است، به آن اهمیت بده.
اصلیترین كلمه اعتماد است، به آن اعتماد كن.
دوستانهترین كلمه "رفاقت" است، از آن سوءاستفاده نكن.
زیباترین كلمه "راستی" است، با آن رو راست باش.
زشتترین كلمه "دورویی"است، یك رنگ باش.
ویرانگرترین كلمه "تمسخر" است، دوست داری با تو چنین شود؟
موقرترین كلمه "احترام" است، برایش ارزش قایل شو.
آرامترین كلمه " آرامش" است، به آن برس.
عاقلانهترین كلمه "احتیاط" است، حواست را جمع كن.
دست و پاگیرترین كلمه "محدودیت" است، اجازه نده مانع پیشرفت بشود.
سختترین كلمه "غیر ممكن" است، وجود ندارد.
مخربترین كلمه "شتابزدگی" است، مواظب پُلهای پشت سرت باش.
تاریكترین كلمه "نادانی" است، آن را با نور علم روشن كن.
كشندهترین كلمه "اضطراب" است، آن را نادیده بگیر.
صبورترین كلمه "انتظار" است، منتظرش بمان.
قشنگترین كلمه "خوشرویی" است، راز زیبایی در آن نهفته است.
تمیزترین كلمه "پاكیزگی" است.
رساترین كلمه "وفاداری" است، سر عهدت بمان.
تنهاترین كلمه "گوشهگیری" است، بدان كه جمع همیشه بهتر از فرد بودن است.
هدفمندترین كلمه "موفقیت" است، پس پیش به سوی آن...
شیوانا
سلام به همه دوستان گل
این پری خانم عزیز 2 تا مطلب جالب رو سایتش زده درباره رابطه و عشق و از این حرفها. اگه دوست داشتید برید بخونید جالبه. من که خودم خیلی لذت بردم از صداقت ایشون.
این مطلب از شیوانا هم برای همون زدم.
روزی شیوانا پیر معرفت یكی از شاگردانش را دید كه زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است. شیوانا نزد او رفت و جویای حالش شد. شاگرد لب به سخن گشود و از بیوفایی یار صحبت كرد و اینكه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفی داده و پیشنهاد ازدواج دیگری را پذیرفته است. شاگرد گفت كه سالهای متمادی عشق دختر را در قلب خودحفظ كرده بود و بارفتن دختر به خانه مرد دیگر او احساس می كند باید برای همیشه باعشقش خداحافظی كند.
شیوانا با تبسم گفت:" اما عشق تو به دخترك چه ربطی به دخترك دارد!؟"
شاگرد با حیرت گفت:" ولی اگر او نبود این عشق و شور و هیجان هم در وجود من نبود!؟"
شیوانا با لبخند گفت:" چه كسی چنین گفته است. تو اهل دل و عشق ورزیدن هستی و به همین دلیل آتش عشق و شوریدگی دل تو را هدف قرار دادهاست. این ربطی به دخترك ندارد. هركس دیگر هم جای دختر بود تو این آتش عشق را به سمت او می فرستادی. بگذار دخترك برود! این عشق را به سوی دختر دیگری بفرست. مهم این استكه شعله این عشق را در دلت خاموش نكنی . معشوق فرقی نمی كند چه كسی باشد! دخترك اگررفت با رفتنش پیغام داد كه لیاقت این آتش ارزشمند را ندارد. چه بهتر! بگذار او برود تا صاحب واقعی این شور و هیجان فرصت جلوه گری و ظهور پیدا كند! به همین سادگی!"
باید فراموشت کنم!

باید فراموشت کنم
چندیست تمرین می کنم
من می توانم ! می شود !
آرام تلقین می کنم
حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....
تا بعد، بهتر می شود ....
فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم
من می پذیرم رفته ای
و بر نمی گردی همین !
خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم
کم کم ز یادم می روی
این روزگار و رسم اوست !
این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم
طومار الکتریکی دعوت از خاتمی!

چنانکه در معرفینامه «پویش دعوت از خاتمی» آ مده است، اعضای این «پویش» (کمپین) میکوشند مستقل از احزاب و گروههای سیاسی با انجام فعالیتهای علنی و غیرعلنی گوناگون و با رساندن صدای جامعه و نخبگان به گوش سید محمد خاتمی، در حد توان محدود خود احتمال نامزدی او را در دهمین انتخابات ریاست جمهوری افزایش دهند. یکی از فعالیتهای چندگانه این پویش اجتماعی برای هدف مذکور، جمعآوری امضا برای طومار دعوت از خاتمی است.
اعضای این پویش از شما دعوت میکنند با درج اطلاعات خود در فضای تعیینشده زیر، طومار دعوت از خاتمی» را امضا کنید و از دوستان و آشنایان خود بخواهید که به شما بپیوندند. به منظور افزایش اعتبار امضاهای گردآوریشده، برای امضای این طومار علاوه بر درج نام و نام خانوادگی، وارد کردن ایمیل و شهر نیز ضروری است، این اطلاعات به طور عمومی نمایش داده نشده و تنها به روئیت جناب آقای خاتمی خواهد رسید.
لینک دعوت از خاتمی
تبلیغات